امروز : شنبه 28 شهریور 1405
مادرانه

تجربه من

روز سوم که از بیمارستان اومده بودیم خونه، نی‌نیم چند بار پشت سر هم عطسه کرد.

همون لحظه دستم رو گذاشتم روی پیشونیش و گفتم:
«وای! نکنه سرما خورده؟»

حتی به همسرم گفتم شاید موقع بیرون اومدن از بیمارستان سردش شده!

وقتی با ماما صحبت کردم، گفت:
«اگر فقط عطسه می‌کنه و علائم دیگه‌ای نداره، معمولاً جای نگرانی نیست.»

همون روز فهمیدم عطسه کردن همیشه نشونه بیماری نیست.


 نظر ماما

عطسه کردن در نوزادان، به‌خصوص در هفته‌های اول زندگی، خیلی شایع و معمولاً طبیعی است.

بینی نوزاد بسیار کوچک و حساس است و ممکن است با گرد و غبار، پرز لباس، شیر خشک‌شده یا ترشحات بینی تحریک شود. عطسه یکی از راه‌های طبیعی بدن برای تمیز کردن راه‌های هوایی است.

اما اگر عطسه همراه با این علائم باشد، بهتر است نوزاد توسط پزشک بررسی شود:

  • تب (به‌ویژه در نوزاد زیر ۳ ماه)
  • سختی در تنفس
  • شیر نخوردن یا بی‌حالی
  • سرفه مداوم یا خس‌خس سینه
  • آبریزش بینی شدید یا علائم بیماری

 نکته مامانانه

من اوایل فکر می‌کردم باید هر بار عطسه کرد، لباس بیشتری تنش کنم!

بعد فهمیدم مهم‌تر از تعداد لباس‌ها، اینه که دمای اتاق مناسب باشه و هوای خونه خیلی خشک یا پر از گرد و غبار نباشه.


 باور اشتباه

«هر نوزادی که عطسه می‌کند، سرما خورده است.»

این باور درست نیست.

در بسیاری از موارد، عطسه فقط یک واکنش طبیعی برای تمیز کردن بینی است و به‌تنهایی نشانه سرماخوردگی نیست. برای تشخیص بیماری باید به علائم دیگر هم توجه کرد.


 تجربه شما

نوزاد شما هم روزهای اول زیاد عطسه می‌کرد؟ شما هم اولش نگران شده بودید؟ تجربه‌تون رو برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید باعث بشه یه مامان با خیال راحت‌تری از کنار این موضوع بگذره.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

هر روز که پوشک نینیم رو عوض می‌کردم، اولین چیزی که نگاه می‌کردم بند نافش بود. 

همش با خودم می‌گفتم:
«نکنه موقع لباس عوض کردن کنده بشه؟»
«چرا هنوز نیفتاده؟»

یه روز به مادرم گفتم: «فکر کنم خیلی دیر شده!»

اون فقط خندید و گفت:
«هر نی‌نی زمان خودش رو داره.»

چند روز بعد، موقع عوض کردن لباسش دیدم بند نافش افتاده و اصلاً هم اتفاق خاصی نیفتاده بود. فقط یه ذره جاش حساس بود.


 نظر ماما

بند ناف نوزاد معمولاً بین ۷ تا ۱۴ روز بعد از تولد می‌افتد، اما در بعضی نوزادان ممکن است کمی زودتر یا دیرتر هم جدا شود.

برای مراقبت از بند ناف:

  • آن را تمیز و خشک نگه دارید.
  • پوشک را طوری ببندید که روی بند ناف قرار نگیرد.
  • از کندن یا دستکاری بند ناف خودداری کنید.
  • اگر پزشک توصیه خاصی نکرده، معمولاً نیازی به استفاده از الکل یا مواد ضدعفونی‌کننده نیست.

اگر اطراف بند ناف قرمز، متورم، بدبو شد یا ترشح چرکی داشت، یا نوزاد تب کرد، بهتر است هرچه زودتر توسط پزشک معاینه شود.


 نکته مامانانه

من اوایل از حمام کردن نی‌نیم می‌ترسیدم و فکر می‌کردم بند ناف نباید خیس بشه.

بعد ماما بهم گفت بعد از حمام فقط کافیه بند ناف رو خوب خشک کنم. همین باعث شد با خیال راحت‌تر ازش مراقبت کنم.


 باور اشتباه

«اگر بند ناف دیر بیفتد، یعنی حتماً مشکلی وجود دارد.»

نه همیشه.

زمان افتادن بند ناف در نوزادان متفاوت است. اگر ظاهر بند ناف طبیعی باشد و نشانه‌ای از عفونت وجود نداشته باشد، دیرتر افتادن آن لزوماً نگران‌کننده نیست. البته اگر مدت زیادی گذشته یا نگرانی خاصی دارید، با پزشک مشورت کنید.


 تجربه شما

بند ناف نوزادتون چند روز بعد از تولد افتاد؟ برای مراقبت ازش چه نکاتی رو رعایت می‌کردید؟ تجربه‌تون می‌تونه به مامان‌های تازه‌کار کمک کنه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

روز سوم بعد از تولد، داشتم به صورت نی‌نیم نگاه می‌کردم که حس کردم رنگ پوستش یه کم زرد شده.

اول فکر کردم شاید نور خونه اینطوری نشون می‌ده، اما هر چی بیشتر نگاه می‌کردم، بیشتر نگران می‌شدم.

به مادرم گفتم، اونم گفت:
«بیشتر نوزادها یه کم زرد می‌شن، ولی بهتره پزشکش ببینه.»

همون روز بردیمش دکتر. بعد از معاینه و آزمایش، گفت زردی خفیفه و فقط باید تحت نظر باشه.

اون روز فهمیدم استرس داشتن طبیعیه، ولی تشخیص زردی فقط با نگاه کردن به تنهایی ممکن نیست.


 نظر ماما

زردی نوزاد معمولاً به دلیل بالا رفتن ماده‌ای به نام بیلی‌روبین در خون ایجاد می‌شود و در بسیاری از نوزادان، به‌ویژه در روزهای اول زندگی، دیده می‌شود.

ممکن است متوجه شوید که:

  • پوست صورت یا پیشانی نوزاد زردتر از قبل به نظر می‌رسد.
  • سفیدی چشم‌ها کمی زرد شده است.
  • زردی به‌تدریج به سینه، شکم یا پاها هم می‌رسد.

اما شدت زردی را نمی‌توان فقط با نگاه کردن تشخیص داد. اگر فکر می‌کنید نوزادتان زردی دارد، پزشک ممکن است با دستگاه مخصوص یا آزمایش خون، میزان بیلی‌روبین را اندازه‌گیری کند.

اگر زردی شدید باشد، نوزاد خوب شیر نخورد، خیلی خواب‌آلود شود یا به‌سختی بیدار شود، باید سریع‌تر توسط پزشک بررسی شود.


 نکته مامانانه

من هر بار که نور اتاق عوض می‌شد، احساس می‌کردم رنگ نی‌نیم هم فرق کرده! 

بعد فهمیدم نور محیط می‌تونه آدم رو اشتباه بندازه و بهتره اگر شک دارم، به جای حدس زدن، از پزشک کمک بگیرم.


 باور اشتباه

«اگر پوست نوزاد کمی زرد باشد، حتماً طبیعی است و نیازی به مراجعه نیست.»

نه همیشه.

زردی در خیلی از نوزادان شایع است، اما شدت آن باید در صورت نیاز توسط پزشک بررسی شود تا اگر درمان لازم بود، به‌موقع انجام شود.


 تجربه شما

نوزاد شما چند روز بعد از تولد زرد شد؟ فقط تحت نظر بود یا نیاز به دستگاه فتوتراپی پیدا کرد؟ تجربه‌تون رو برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید باعث آرامش یه خانواده دیگه بشه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

راستش فکر می‌کردم بعد از هر بار شیر خوردن، نوزادم باید حتماً یه آروغ بلند بزنه! 

ولی بعضی وقت‌ها هر کاری می‌کردم، خبری از آروغ نبود.

پنج دقیقه... ده دقیقه... حتی بیشتر صبر می‌کردم و کم‌کم استرس می‌گرفتم.

وقتی این موضوع رو با ماما مطرح کردم، گفت:
«همه نوزادها بعد از هر وعده آروغ نمی‌زنن و این همیشه نشونه مشکل نیست.»

از اون به بعد، اگر چند دقیقه تلاش می‌کردم و خبری نمی‌شد، دیگه خودم رو اذیت نمی‌کردم؛ فقط حواسم به حال عمومی و راحتی نی‌نیم بود.


 نظر ماما

هنگام شیر خوردن، بعضی نوزادان همراه با شیر، مقداری هوا هم می‌بلعند. آروغ زدن به خارج شدن این هوا کمک می‌کند، اما همه نوزادان بعد از هر وعده شیر حتماً آروغ نمی‌زنند.

اگر نوزاد بعد از شیر خوردن آرام است، بی‌قراری ندارد و به‌راحتی می‌خوابد، آروغ نزدن به‌تنهایی معمولاً نگران‌کننده نیست.

اگر نوزاد بعد از شیر خوردن بی‌قرار می‌شود، شکمش سفت به نظر می‌رسد یا مرتب شیر بالا می‌آورد، می‌توانید چند دقیقه او را در وضعیت مناسب برای آروغ زدن نگه دارید.

در صورت بی‌قراری شدید، استفراغ مکرر یا مشکل در شیر خوردن، بهتر است با پزشک مشورت کنید.


 نکته مامانانه

برای نی‌نی من، گذاشتن سرش روی شونه‌ام و راه رفتن آروم توی اتاق، بیشتر از هر روشی جواب می‌داد. بعضی وقت‌ها هم اصلاً آروغ نمی‌زد، ولی کاملاً آروم بود و مشکلی هم پیش نمی‌اومد. 


 باور اشتباه

«اگر نوزاد آروغ نزند، حتماً دل‌درد می‌گیرد.»

نه همیشه.

بعضی نوزادها هنگام شیر خوردن هوای کمی می‌بلعند و ممکن است اصلاً نیازی به آروغ زدن نداشته باشند. مهم‌تر از آروغ زدن، حال عمومی نوزاد، راحت شیر خوردن و آرام بودن اوست.


 تجربه شما

نوزاد شما راحت آروغ می‌زد یا برای آروغ زدن باید کلی صبر می‌کردید؟ اگر روشی داشتید که بهتون کمک کرد، برای مامان‌های دیگه هم بنویسید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

اولین باری که نینیم بعد از شیر خوردن یه مقدار شیر بالا آورد، حسابی ترسیدم.

فکر کردم تمام شیری که خورده رو بالا آورده و حتماً گرسنه مونده.

حتی با عجله دوباره خواستم بهش شیر بدم.

وقتی با پزشکش صحبت کردم، گفت بیشتر نوزادها به خاطر کامل نبودن دریچه بین مری و معده، ممکنه بعد از شیر خوردن مقدار کمی شیر بالا بیارن و تا وقتی وزنش خوبه و حالش خوبه، معمولاً جای نگرانی نیست.

از اون روز بعد، بعد از هر بار شیر خوردن چند دقیقه آروم بغلش می‌کردم تا آروغ بزنه و کمتر بالا بیاره.


 نظر ماما

بالا آوردن مقدار کمی شیر بعد از تغذیه، که به آن ریفلاکس یا برگشت شیر هم گفته می‌شود، در بسیاری از نوزادان طبیعی است و معمولاً با بزرگ‌تر شدن نوزاد و کامل‌تر شدن دستگاه گوارش، کمتر می‌شود.

برای کاهش بالا آوردن شیر می‌توانید:

  • بعد از هر وعده، نوزاد را برای آروغ زدن در وضعیت مناسب نگه دارید.
  • تا حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بعد از شیر خوردن، او را صاف یا نیمه‌عمودی بغل کنید.
  • از تکان دادن شدید نوزاد بلافاصله بعد از شیر خوردن خودداری کنید.
  • اگر با شیشه شیر تغذیه می‌شود، مطمئن شوید سوراخ سرشیشه مناسب است.

اما اگر بالا آوردن نوزاد شدید، جهنده، سبزرنگ، خونی باشد یا همراه با بی‌حالی، تب، کاهش وزن یا امتناع از شیر خوردن باشد، لازم است هرچه زودتر توسط پزشک بررسی شود.


 نکته مامانانه

من اوایل فکر می‌کردم هر قطره شیری که بالا میاد یعنی تمام وعده غذایی نی‌نیم از بین رفته! 

بعد فهمیدم مقدار شیری که روی لباس می‌بینیم، گاهی خیلی بیشتر از چیزی به نظر می‌رسه که واقعاً بالا اومده. همین باعث شد کمتر استرس بگیرم.


 باور اشتباه

«هر نوزادی که بعد از شیر خوردن بالا می‌آورد، حتماً رفلاکس شدید یا بیماری دارد.»

نه همیشه.

بسیاری از نوزادان سالم، در ماه‌های اول زندگی گاهی مقدار کمی شیر بالا می‌آورند و با رشد دستگاه گوارش، این مشکل به‌تدریج کمتر می‌شود. تشخیص اینکه آیا نیاز به بررسی بیشتر وجود دارد یا نه، با پزشک است.


 تجربه شما

نوزاد شما هم بعد از شیر خوردن بالا می‌آورد؟ چه کاری باعث شد این مشکل کمتر بشه؟ تجربه‌تون می‌تونه به مامان‌های دیگه کمک کنه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

روزهای اول بعد از زایمان، بعد از هر بار شیر دادن فقط یه سؤال توی ذهنم بود:

«نکنه هنوز گرسنه باشه؟»

چون نمی‌تونستم مثل شیشه شیر ببینم چقدر خورده، مدام استرس داشتم.

حتی چند بار بعد از شیر خوردن، دوباره بغلش کردم که شاید باز هم گرسنه باشه.

وقتی این نگرانی رو با ماما در میون گذاشتم، گفت به جای اینکه فقط به حس خودت اعتماد کنی، به چند نشونه مهم دقت کن.

بعد از اون، هر بار تعداد پوشک‌ها، شیر خوردنش و وزنش رو زیر نظر می‌گرفتم و کم‌کم خیالم راحت شد.


 نظر ماما

بسیاری از مادرها نمی‌توانند مقدار دقیق شیر خورده‌شده را ببینند، اما خوشبختانه نشانه‌های خوبی وجود دارد که نشان می‌دهد نوزاد احتمالاً شیر کافی دریافت می‌کند.

این نشانه‌ها عبارت‌اند از:

 نوزاد به‌طور منظم شیر می‌خورد.

 هنگام شیر خوردن، صدای بلعیدن او را گاهی می‌شنوید.

 بعد از شیر خوردن، آرام‌تر می‌شود و به خواب می‌رود یا احساس رضایت دارد.

 تعداد پوشک‌های خیس و مدفوع او متناسب با سنش است.

 وزن‌گیری نوزاد در معاینات دوره‌ای مناسب است.

اگر نوزاد به‌خوبی شیر نمی‌خورد، وزن اضافه نمی‌کند یا تعداد پوشک‌های خیسش کمتر از حد انتظار است، بهتر است توسط پزشک یا مشاور شیردهی بررسی شود.


 نکته مامانانه

من اوایل فکر می‌کردم هر بار که نی‌نی گریه می‌کنه یعنی گرسنه است.

بعد فهمیدم گاهی فقط خوابش میاد، آغوش می‌خواد یا دلش می‌خواد آروغ بزنه.

وقتی این تفاوت‌ها رو یاد گرفتم، هم استرسم کمتر شد، هم شیردهی برام لذت‌بخش‌تر شد. 


 باور اشتباه

«اگر نوزادم زیاد روی سینه می‌مونه، یعنی شیرم کمه.»

نه همیشه.

بعضی نوزادها علاوه بر شیر خوردن، برای آرامش هم مکیدن را دوست دارند. مدت زمان شیر خوردن در نوزادان با هم فرق می‌کند و به‌تنهایی نشانه کم بودن شیر نیست.


 تجربه شما

شما از کجا فهمیدید نی‌نی‌تون شیر کافی می‌خوره؟ چه چیزی باعث شد خیالتون راحت بشه؟ تجربه‌تون رو با مامان‌های دیگه به اشتراک بذارید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

وقتی نی‌نی‌م به دنیا اومد، فکر می‌کردم فقط وقتی گرسنه باشه گریه می‌کنه.

اما بعضی وقت‌ها تازه بهش شیر داده بودم، پوشکش هم تمیز بود، بغلش هم کرده بودم، ولی باز گریه می‌کرد.

یه شب انقدر کلافه شده بودم که با گریه به مادرم زنگ زدم و گفتم:
«فکر کنم یه مشکلی داره...»

مامانم فقط گفت:
«آروم باش، گریه کردن زبان حرف زدن نی‌نیه.»

بعد کم‌کم یاد گرفتم هر گریه‌ای یه معنی داره. گاهی گرسنه بود، گاهی خوابش می‌اومد، گاهی فقط دلش می‌خواست بغلم باشه.

همین که کم‌کم نی‌نیم رو شناختم، استرسم هم خیلی کمتر شد. 


 نظر ماما

گریه، طبیعی‌ترین راه ارتباطی نوزاد در هفته‌ها و ماه‌های اول زندگی است. نوزاد نمی‌تواند با حرف زدن نیازهایش را بیان کند، بنابراین با گریه به شما خبر می‌دهد که به چیزی نیاز دارد.

شایع‌ترین علت‌های گریه نوزاد عبارت‌اند از:

  • گرسنگی
  • خواب‌آلودگی یا خستگی
  • پوشک خیس یا کثیف
  • گرم یا سرد بودن
  • نیاز به آغوش و آرامش
  • نفخ یا نیاز به آروغ زدن

اما اگر گریه نوزاد غیرعادی، خیلی شدید، طولانی‌مدت باشد یا همراه با علائمی مثل تب، بی‌حالی، استفراغ مکرر یا مشکل در شیر خوردن باشد، بهتر است توسط پزشک بررسی شود.


 نکته مامانانه

من یه دفتر کوچیک داشتم و ساعت شیر خوردن، خوابیدن و پوشک نی‌نیم رو یادداشت می‌کردم.

بعد از چند روز فهمیدم قبل از هر گریه، معمولاً یه الگو وجود داره. همین باعث شد خیلی زودتر بفهمم چرا گریه می‌کنه و کمتر دستپاچه بشم.


 باور اشتباه

«اگر نوزاد را بغل کنیم، بغلی می‌شود.»

این باور درست نیست.

در هفته‌ها و ماه‌های اول، بغل کردن، تماس پوست با پوست و پاسخ دادن به گریه نوزاد، به ایجاد احساس امنیت و آرامش او کمک می‌کند. نوزاد تازه متولد شده هنوز مفهوم لوس شدن را درک نمی‌کند.


 تجربه شما

اولین باری که نتونستید دلیل گریه نی‌نی‌تون رو پیدا کنید، چه احساسی داشتید؟ آخرش فهمیدید دلیل گریه چی بوده؟ تجربه‌تون می‌تونه به یه مامان تازه‌کار آرامش بده.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

روز اول که نی‌نیم به دنیا اومد، تقریباً فقط می‌خوابید. 

قبل از زایمان فکر می‌کردم قراره مدام گریه کنه، ولی هر وقت نگاهش می‌کردم خواب بود.

حتی یه بار با نگرانی به ماما گفتم:
«چرا بیدار نمی‌شه؟ نکنه حالش خوب نیست؟»

اون لبخند زد و گفت:
«نگران نباش، بیشتر نوزادها تو روزهای اول بیشتر وقتشون رو خوابن.»

بعد یادم داد که اگر زمان شیر خوردن رسید و خودش بیدار نشد، آروم بیدارش کنم تا شیر بخوره.

همون حرف باعث شد خیالم خیلی راحت‌تر بشه.


 نظر ماما

نوزادان در روزهای اول زندگی معمولاً بین ۱۴ تا ۱۷ ساعت در شبانه‌روز می‌خوابند و این موضوع کاملاً طبیعی است. البته خواب آن‌ها معمولاً در دوره‌های کوتاه و چندساعته است و بین آن برای شیر خوردن بیدار می‌شوند.

در هفته‌های اول، بیشتر نوزادان لازم است حداقل هر ۲ تا ۳ ساعت برای شیر خوردن بیدار شوند، به‌ویژه اگر هنوز به وزن تولدشان برنگشته‌اند یا پزشک توصیه خاصی کرده باشد.

اگر نوزاد به‌سختی بیدار می‌شود، شیر نمی‌خورد، بی‌حال به نظر می‌رسد یا تعداد پوشک‌های خیسش کم شده است، بهتر است با پزشک یا ماما مشورت کنید.


 نکته مامانانه

من قبل از اینکه نی‌نیم رو بیدار کنم، پوشکش رو عوض می‌کردم یا آروم لباسش رو باز می‌کردم. همین باعث می‌شد راحت‌تر بیدار بشه و بهتر شیر بخوره. 


 باور اشتباه

«هر چی نوزاد بیشتر بخوابه، بهتره و لازم نیست برای شیر خوردن بیدارش کنیم.»

این باور همیشه درست نیست. در روزهای اول زندگی، بعضی نوزادها آن‌قدر خواب‌آلود هستند که اگر بیدار نشوند، ممکن است وعده‌های شیردهی را از دست بدهند. درباره فاصله بین شیردهی، به توصیه پزشک یا ماما توجه کنید.


 تجربه شما

نوزاد شما تو هفته اول بیشتر خواب بود یا بیدار؟ برای شیر خوردن خودش بیدار می‌شد یا شما بیدارش می‌کردید؟ تجربه‌تون رو با مامان‌های دیگه به اشتراک بذارید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

روز اول بعد از زایمان، هر بار که نی‌نی گریه می‌کرد، با خودم می‌گفتم: «حتماً شیرم کمه...»

وقتی سینه‌ام رو نگاه می‌کردم، احساس می‌کردم اصلاً شیری وجود نداره. حتی به همسرم گفتم: «فکر کنم بچه‌مون گرسنه مونده.»

ماما کنارم نشست و گفت: «نگران نباش، چیزی که الان بدنت تولید می‌کنه آغوزه؛ شاید مقدارش کم به نظر برسه، ولی دقیقاً همون چیزیه که نی‌نی این روزها بهش نیاز داره.»

همین حرف باعث شد آروم‌تر بشم. هر بار که نی‌نی سینه رو می‌مکید، اعتماد به نفسم بیشتر می‌شد و چند روز بعد، شیرم هم بیشتر شد.


 نظر ماما

در یکی دو روز اول بعد از زایمان، بدن مادر آغوز (کلستروم) تولید می‌کند. آغوز از نظر حجم کم است، اما مواد مغذی و آنتی‌بادی‌های بسیار ارزشمندی دارد و معمولاً برای معده کوچک نوزاد در روزهای اول کافی است.

در بیشتر مادران، حجم شیر بین روز دوم تا پنجم بعد از زایمان به‌تدریج افزایش پیدا می‌کند.

اگر نوزاد:

  • خوب سینه را می‌گیرد،
  • به‌طور مرتب شیر می‌خورد،
  • پوشک خیس و مدفوع متناسب با سنش دارد،
  • و وزن او توسط پزشک یا ماما پیگیری می‌شود،

معمولاً جای نگرانی نیست.

اگر احساس می‌کنید نوزاد به‌خوبی شیر نمی‌خورد، خیلی خواب‌آلود است یا تعداد پوشک‌های خیسش کم شده، بهتر است از پزشک، ماما یا مشاور شیردهی کمک بگیرید.


 نکته مامانانه

من هر بار که استرس می‌گرفتم، حس می‌کردم شیردهی هم سخت‌تر می‌شه. وقتی سعی کردم بیشتر استراحت کنم، آب کافی بنوشم و نوزادم رو مرتب روی سینه بذارم، هم خودم آروم‌تر شدم و هم شیردهی بهتر پیش رفت.


 باور اشتباه

«اگر سینه‌ام نرم است یا شیر زیادی نمی‌بینم، یعنی شیر ندارم.»

این باور همیشه درست نیست. مقدار شیری که از سینه خارج می‌شود یا نرمی سینه، به‌تنهایی نشان‌دهنده کم بودن شیر نیست. مهم‌تر از همه، رشد نوزاد، تعداد پوشک‌های خیس و ارزیابی پزشک یا ماما است.


 تجربه شما

شما هم روزهای اول فکر می‌کردید شیرتون کمه؟ چه چیزی باعث شد خیالتون راحت‌تر بشه؟ تجربه‌تون رو برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید حرف شما، دل یک مامان تازه‌کار رو آروم کنه. 

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

وقتی نینیم به دنیا اومد، فکر می‌کردم باید چند ساعت صبر کنم تا بهش شیر بدم.

اما ماما اومد و گفت:
«اگر حال خودت و نی‌نی خوبه، بهتره هرچه زودتر اولین شیردهی رو شروع کنیم.»

راستش اولش فکر می‌کردم چون هنوز شیر زیادی ندارم، فایده‌ای نداره. ولی همون چند قطره آغوز، اولین غذای نینیم بود.

شاید خوب مک نمی‌زد و من هم ناشی بودم، ولی همون اولین بغل کردن و تلاش برای شیر دادن، حس عجیبی داشت. انگار تازه باورم شده بود که مامان شدم. 


 نظر ماما

اگر حال مادر و نوزاد مناسب باشد، بهتر است اولین شیردهی در ساعت اول بعد از تولد شروع شود.

شیر اولیه مادر که به آن آغوز (کلستروم) گفته می‌شود، مقدارش کم است، اما سرشار از مواد مغذی و آنتی‌بادی‌هایی است که به تقویت سیستم ایمنی نوزاد کمک می‌کنند.

ممکن است در اولین ساعت‌ها، نوزاد فقط چند دقیقه شیر بخورد یا حتی هنوز خوب سینه را نگیرد. این موضوع همیشه به معنی کم بودن شیر یا وجود مشکل نیست و بسیاری از نوزادان به زمان و تمرین نیاز دارند.

اگر در شیردهی مشکل داشتید، از ماما یا مشاور شیردهی کمک بگیرید تا نحوه صحیح گرفتن سینه را به شما آموزش دهند.


 نکته مامانانه

اولین شیردهی برای من اصلاً مثل فیلم‌ها نبود! 

هم من بلد نبودم، هم نی‌نی.

اما هر بار که تلاش می‌کردیم، بهتر می‌شد. اگر دفعه اول موفق نشدی، خودت رو سرزنش نکن. شیردهی یک مهارته که هم مادر و هم نوزاد کم‌کم یادش می‌گیرن. 


 باور اشتباه

«چون شیرم هنوز زیاد نیومده، پس نوزادم گرسنه می‌مونه.»

این باور درست نیست.

در روزهای اول، معده نوزاد بسیار کوچک است و همان مقدار کم آغوز، معمولاً برای نیاز او کافی است. با مکیدن مکرر نوزاد، تولید شیر هم به‌تدریج بیشتر می‌شود.


 تجربه شما

اولین باری که به نی‌نی‌تون شیر دادید چه حسی داشتید؟ نوزادتون راحت سینه رو گرفت یا چند روز طول کشید تا هر دو به شیردهی عادت کنید؟ تجربه‌تون می‌تونه برای مامان‌های تازه‌کار خیلی دلگرم‌کننده باشه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

وقتی نینیم به دنیا اومد، فقط چند ثانیه دیدمش. هنوز داشتم صورتش رو نگاه می‌کردم که بردنش.

همون لحظه هزار تا سؤال توی ذهنم اومد...

«نکنه حالش خوب نیست؟»
«چرا پیش خودم نمی‌مونه؟»
«اتفاقی افتاده؟»

چند دقیقه بعد ماما اومد و گفت نگران نباش، فقط دارن وزنش رو می‌گیرن، معاینه‌اش می‌کنن و مطمئن می‌شن همه چیز خوبه.

وقتی دوباره بغلم گذاشتن، تازه نفس راحت کشیدم. 

بعداً فهمیدم خیلی از این کارها، بخشی از مراقبت‌های معمول بعد از تولده.


 نظر ماما

بعد از تولد، اگر حال مادر و نوزاد مناسب باشد، معمولاً تلاش می‌شود تماس پوست با پوست و شروع شیردهی هرچه زودتر انجام شود.

با این حال، گاهی لازم است نوزاد برای چند دقیقه از مادر جدا شود تا مراقبت‌های اولیه انجام شود، مانند:

  • بررسی تنفس و ضربان قلب
  • اندازه‌گیری وزن، قد و دور سر
  • معاینه کامل نوزاد
  • تزریق ویتامین K و در صورت نیاز واکسن‌های بدو تولد
  • اطمینان از پایدار بودن وضعیت نوزاد

اگر نوزاد به مراقبت بیشتری نیاز داشته باشد، تیم درمان دلیل آن را برای خانواده توضیح می‌دهد.


 نکته مامانانه

اگر قبل از زایمان فرصت داشتی، از بیمارستان یا پزشکت بپرس که روال مراقبت از نوزاد بعد از تولد چطور انجام می‌شه. وقتی از قبل بدونی چه اتفاقی قراره بیفته، روز زایمان آرامش بیشتری خواهی داشت.


 باور اشتباه

«اگر نوزاد را بعد از تولد بردند، یعنی حتماً مشکلی دارد.»

نه لزوماً.

در بسیاری از بیمارستان‌ها، انجام چند بررسی اولیه و مراقبت‌های روتین دلیل اصلی این جدایی کوتاه است. البته اگر نوزاد به مراقبت ویژه نیاز داشته باشد، تیم درمان موضوع را به والدین اطلاع می‌دهد.


 تجربه شما

بعد از تولد، نوزادتون بلافاصله پیش خودتون موند یا چند دقیقه ازتون جدا شد؟ اون لحظه چه حسی داشتید؟ تجربه‌تون می‌تونه به مامان‌هایی که اولین زایمانشون رو در پیش دارن، آرامش بده.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

لحظه‌ای که نی‌نی‌م به دنیا اومد، فقط منتظر بودم صدای گریه‌ش رو بشنوم.

ولی چند ثانیه گذشت و خبری نشد...

همون چند ثانیه برای من اندازه چند ساعت طول کشید. فقط به دکتر نگاه می‌کردم و دلم هزار راه می‌رفت.

بعد دیدم تیم درمان سریع نوزاد رو بررسی کردن و چند لحظه بعد صدای گریه‌ش بلند شد...

اون لحظه انگار دوباره نفس کشیدم. 

بعداً فهمیدم همه نوزادها دقیقاً در همان ثانیه اول گریه نمی‌کنند و گاهی فقط به کمی کمک برای شروع تنفس نیاز دارند.


 نظر ماما

گریه کردن بعد از تولد معمولاً نشانه این است که نوزاد تنفس خود را به‌خوبی شروع کرده است، اما همه نوزادان بلافاصله بعد از تولد گریه نمی‌کنند.

گاهی نوزاد فقط چند ثانیه زمان نیاز دارد تا خودش نفس بکشد و گاهی تیم درمان با اقدامات ساده‌ای مثل خشک کردن، گرم نگه داشتن یا تحریک ملایم، به او کمک می‌کنند.

اگر نوزاد بعد از تولد نیاز به بررسی یا مراقبت بیشتری داشته باشد، پزشک و ماما بلافاصله اقدامات لازم را انجام می‌دهند. به همین دلیل، گریه نکردن در همان لحظه اول به‌تنهایی به معنی وجود مشکل جدی نیست.


 نکته مامانانه

من بعدها فهمیدم فیلم‌هایی که توی فضای مجازی می‌بینیم، همیشه واقعیت اتاق زایمان رو نشون نمی‌دن.

بعضی نی‌نی‌ها همون لحظه گریه می‌کنن، بعضی‌ها چند ثانیه بعد.

مهم اینه که تیم درمان وضعیت نوزاد رو ارزیابی می‌کنه و اگر لازم باشه، سریع کمکش می‌کنه.


 باور اشتباه

«اگر نوزاد بعد از تولد گریه نکند، یعنی حتماً مشکل جدی دارد.»

نه همیشه.

پزشک و ماما وضعیت نوزاد را با معیارهای مشخصی مثل تنفس، ضربان قلب، رنگ پوست، تون عضلانی و واکنش‌ها بررسی می‌کنند. ممکن است نوزادی بدون گریه بلند هم وضعیت خوبی داشته باشد یا فقط به کمک کوتاهی برای شروع تنفس نیاز داشته باشد.


 تجربه شما

نی‌نی شما بلافاصله بعد از تولد گریه کرد؟ یا چند لحظه طول کشید؟ آن لحظه چه حسی داشتید؟ تجربه‌تان را برای مامان‌های دیگری که منتظر تولد فرزندشان هستند بنویسید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

هر بار که سونوگرافی می‌رفتم، اولین چیزی که می‌پرسیدم این بود:
«وزن نی‌نی خوبه؟» 

وقتی دکتر گفت وزنش از میانگین کمی کمتره، خیلی استرس گرفتم.

بعد برام توضیح داد که وزن سونوگرافی تقریبیه و مهم‌تر از یک عدد، روند رشد جنینه.

همین حرف باعث شد کمتر خودم رو با بقیه مامان‌ها مقایسه کنم.


 نظر ماما

در هفته‌های پایانی بارداری، وزن جنین از طریق سونوگرافی به‌صورت تقریبی محاسبه می‌شود و ممکن است چند صد گرم با وزن واقعی تفاوت داشته باشد.

رشد هر جنین با جنین دیگر فرق می‌کند. پزشک علاوه بر وزن، مواردی مثل روند رشد، مقدار مایع آمنیوتیک، وضعیت جفت و سلامت عمومی جنین را هم بررسی می‌کند.

به همین دلیل، بهتر است فقط به یک عدد توجه نکنید و نتیجه سونوگرافی را در کنار نظر پزشک تفسیر کنید.


 نکته مامانانه

من هر بار وزن نی‌نی رو با بچه‌های اطرافیان مقایسه می‌کردم و آخرش فقط استرس می‌گرفتم.  بعد فهمیدم هر نی‌نی مسیر رشد خودش رو داره و مهم اینه که پزشک از روند رشدش راضی باشه.


 باور اشتباه

«اگر وزن جنین از بچه دوست یا فامیلم کمتر باشد، حتماً مشکلی وجود دارد.»

خیر. وزن جنین به عوامل مختلفی مثل ژنتیک، جثه والدین و روند رشد بستگی دارد. تنها پزشک می‌تواند با بررسی کامل وضعیت بارداری، درباره طبیعی بودن رشد جنین نظر بدهد.


 تجربه شما

وزن نی‌نی شما در آخرین سونوگرافی چقدر بود؟ وقتی به دنیا اومد، وزن واقعی‌اش با چیزی که سونوگرافی گفته بود فرق داشت؟ تجربه‌تون رو با مامان‌های دیگه به اشتراک بذارید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

من تا حدود ماه هفتم خودم رانندگی می‌کردم، ولی هر چی شکمم بزرگ‌تر شد، احساس کردم موقع چرخوندن فرمون و ترمز گرفتن راحت نیستم.

یه روز که توی ترافیک مونده بودم، تصمیم گرفتم دیگه برای مسیرهای طولانی رانندگی نکنم و بیشتر همسرم رانندگی کنه. راستش خیال خودم هم راحت‌تر شد. 


 نظر ماما

اگر بارداری طبیعی داشته باشید و احساس سرگیجه، درد، انقباض یا محدودیت حرکتی نداشته باشید، معمولاً رانندگی در ماه‌های اول و میانی بارداری مشکلی ایجاد نمی‌کند.

اما در ماه‌های آخر، به دلیل بزرگ شدن شکم، کاهش سرعت واکنش و خستگی بیشتر، بهتر است از رانندگی‌های طولانی یا مسیرهای پراسترس خودداری کنید.

همیشه کمربند ایمنی را به‌درستی ببندید؛ قسمت پایینی کمربند باید زیر شکم و روی استخوان لگن قرار بگیرد و قسمت مورب از روی شانه و کنار شکم عبور کند.


 نکته مامانانه

اگر مجبور به رانندگی بودم، صندلی رو کمی عقب می‌بردم تا فاصله مناسبی با فرمان داشته باشم و راحت‌تر نفس بکشم.


 باور اشتباه

«کمربند ایمنی در بارداری برای جنین خطر دارد.»

خیر. بستن صحیح کمربند ایمنی از مادر و جنین محافظت می‌کند و در تصادف، ایمن‌تر از نبستن آن است.


 تجربه شما

شما تا چند ماهگی بارداری رانندگی کردید؟ خودتون پشت فرمون راحت بودید یا ترجیح دادید دیگه رانندگی نکنید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

هفته ۳۶ که رفتم ویزیت، دکتر گفت نی‌نی هنوز سرش پایین نیومده و به حالت بریچ (نشسته) قرار داره.

راستش همون لحظه کلی استرس گرفتم. فکر می‌کردم دیگه هیچ شانسی برای زایمان طبیعی ندارم.

اما دکترم گفت هنوز ممکنه تا هفته‌های آخر خودش بچرخه و لازم نیست از الان نگران باشم.

هر چند روز باهاش حرف می‌زدم و می‌گفتم: «مامان جان، وقتشه بچرخی.» 

آخرش هم قبل از زایمان خودش سرش پایین اومد و خیالم راحت شد.


 نظر ماما

بیشتر نوزادها تا هفته‌های ۳۶ تا ۳۷ بارداری به حالت سر پایین قرار می‌گیرند، اما بعضی از آن‌ها دیرتر تغییر وضعیت می‌دهند.

اگر تا هفته‌های پایانی بارداری جنین همچنان در وضعیت بریچ (نشسته) یا عرضی باشد، پزشک با توجه به شرایط مادر و جنین درباره بهترین و ایمن‌ترین روش زایمان تصمیم می‌گیرد.

بنابراین، سر پایین نبودن جنین به معنی قطعی بودن سزارین نیست، اما در بعضی شرایط ممکن است سزارین، ایمن‌ترین گزینه برای مادر و نوزاد باشد.


 نکته مامانانه

من یاد گرفتم تا قبل از اینکه پزشکم نظر نهایی رو بده، به حرف هر کسی گوش ندم. اطرافیان هر کدوم یه تجربه داشتن، ولی شرایط بارداری هر مامان با مامان دیگه فرق می‌کنه.


 باور اشتباه

«اگر نی‌نی تا هفته ۳۶ نچرخیده باشه، دیگه هیچ وقت نمی‌چرخه.»

این باور درست نیست. بعضی از نوزادها حتی در هفته‌های آخر بارداری هم تغییر وضعیت می‌دهند. البته این موضوع برای همه یکسان نیست و باید توسط پزشک بررسی شود.


 تجربه شما

نی‌نی شما از چند هفتگی سرش پایین اومد؟ اگر تا آخر بارداری نچرخید، پزشکتون چه تصمیمی گرفت؟ تجربه‌تون می‌تونه به خیلی از مامان‌های نگران آرامش بده.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

 تجربه من

ماه هشتم بارداری بود که قرار بود برای عروسی دخترخاله‌م بریم یه شهر دیگه. همه می‌گفتن نرو، خطرناکه! 

قبل از اینکه تصمیم بگیرم، از دکترم پرسیدم. بعد از معاینه گفت چون بارداریم طبیعی بود و مشکلی نداشتم، سفر کوتاه با رعایت چند نکته اشکالی نداره.

تو مسیر هر یک ساعت و نیم تا دو ساعت توقف می‌کردیم، کمی راه می‌رفتم و آب کافی می‌خوردم. همین باعث شد سفر راحت‌تری داشته باشم.


 نظر ماما

اگر بارداری شما کم‌خطر و بدون عارضه باشد، بسیاری از مادران می‌توانند با اجازه پزشک تا هفته‌های پایانی بارداری سفرهای کوتاه داشته باشند. اما اگر سابقه زایمان زودرس، خونریزی، پارگی کیسه آب، فشار خون بالا یا مشکلات خاص بارداری دارید، ممکن است پزشک سفر را توصیه نکند.

در سفرهای طولانی بهتر است:

  • هر ۱ تا ۲ ساعت کمی راه بروید.
  • آب کافی بنوشید.
  • کمربند ایمنی را به‌درستی زیر شکم و روی لگن ببندید.
  • مدارک پزشکی و شماره تماس پزشک را همراه داشته باشید.

 نکته مامانانه

من قبل از سفر، نزدیک‌ترین بیمارستان مقصد رو توی گوشی ذخیره کرده بودم. خدا رو شکر لازم نشد برم، ولی همین کار خیالم رو راحت‌تر کرده بود.


 باور اشتباه

«هر نوع مسافرتی در ماه‌های آخر بارداری ممنوع است.»

خیر. تصمیم درباره سفر به وضعیت بارداری، طول مسیر و نظر پزشک بستگی دارد و برای همه مادران یکسان نیست.


 تجربه شما

شما تا چند هفتگی بارداری سفر کردید؟ سفرتون راحت بود یا ترجیح می‌دادید تو خونه بمونید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

اولین باری که این حس رو تجربه کردم، حسابی ترسیده بودم. 

یه ضربه‌های ریز و منظم توی یه نقطه از شکمم حس می‌کردم. دقیقاً مثل تیک‌تیک ساعت! هر دو سه ثانیه یک بار تکرار می‌شد.

اول فکر کردم شاید مشکلی برای نی‌نیم پیش اومده، ولی وقتی به دکترم گفتم، لبخند زد و گفت:

«احتمالاً نی‌نی داره سکسکه می‌کنه.»

از اون روز به بعد، هر وقت اون ضربه‌های منظم رو حس می‌کردم، خیالم راحت‌تر بود و حتی برام شیرین شده بود. 


 نظر ماما

سکسکه جنین معمولاً به صورت ضربه‌های کوچک، ریتمیک و منظم احساس می‌شود و در بسیاری از بارداری‌ها طبیعی است. این حالت می‌تواند به دلیل انقباض دیافراگم جنین و بخشی از روند طبیعی رشد او باشد.

با این حال، اگر بعد از هفته‌های پایانی بارداری متوجه تغییر قابل توجهی در الگوی حرکات جنین شدید یا احساس کردید حرکت‌های او کمتر از قبل شده است، بهتر است با پزشک یا ماما مشورت کنید تا وضعیت جنین بررسی شود.


 نکته مامانانه

من هر وقت مطمئن نبودم که نی‌نی سکسکه می‌کنه یا لگد می‌زنه، به ریتم حرکت‌ها دقت می‌کردم. اگر ضربه‌ها منظم و پشت سر هم بودن، معمولاً سکسکه بود؛ ولی اگر نامنظم و از جاهای مختلف شکم حس می‌شدن، بیشتر شبیه حرکت یا لگد زدن بود. 


 باور اشتباه

«اگر جنین زیاد سکسکه کند یعنی حالش خوب نیست.»

این باور از نظر علمی درست نیست. در بیشتر موارد، سکسکه جنین بخشی طبیعی از رشد اوست. البته اگر درباره حرکات جنین یا وضعیت بارداری خودتان نگرانی دارید، بهتر است به جای حدس زدن، با پزشک یا مامای خود مشورت کنید.


 تجربه شما

شما هم سکسکه نی‌نی‌تون رو حس کرده بودید؟ اولین بار فکر کردید لگد می‌زنه یا از همون اول فهمیدید سکسکه است؟ تجربه‌تون رو برای مامان‌های دیگه بنویسید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

ماه هفتم بارداری بود که موقع پیاده شدن از ماشین، پام پیچ خورد و روی زانوهام افتادم. 

همون لحظه اولین فکری که به ذهنم رسید این بود:
«نکنه به نینیم آسیب رسیده باشه؟»

خوشبختانه شکمم به زمین نخورد، ولی از شدت استرس همون روز با پزشکم تماس گرفتم. بعد از معاینه و شنیدن ضربان قلب نی‌نی، خیالم راحت شد.

اون روز فهمیدم حتی اگر بعد از زمین خوردن احساس خوبی داشته باشیم، باز هم بهتره موضوع رو با پزشکمون در میون بذاریم.


 نظر ماما

بدن مادر و مایع آمنیوتیک تا حد زیادی از جنین محافظت می‌کنند، بنابراین هر زمین خوردنی به معنی آسیب دیدن جنین نیست.

با این حال، اگر بعد از زمین خوردن هر کدام از این علائم را داشتید، بهتر است هرچه زودتر با پزشک یا بیمارستان تماس بگیرید:

  • درد شدید یا مداوم شکم
  • خونریزی یا خروج مایع از واژن
  • کاهش حرکت جنین (بعد از زمانی که حرکات جنین را به‌طور منظم احساس می‌کنید)
  • انقباضات منظم یا شدید
  • ضربه مستقیم به شکم

حتی اگر هیچ علامتی نداشتید، در صورت زمین خوردن به‌ویژه در نیمه دوم بارداری، بهتر است پزشکتان را در جریان بگذارید تا در صورت نیاز شما را معاینه کند.


 نکته مامانانه

از وقتی شکمم بزرگ‌تر شد، کفش‌های لژدار و دمپایی‌های لیز رو کنار گذاشتم. شاید ساده به نظر برسه، ولی یه کفش راحت و بدون لغزش می‌تونه جلوی خیلی از زمین خوردن‌ها رو بگیره. 


 باور اشتباه

«اگر بعد از زمین خوردن درد نداشته باشم، حتماً همه چیز خوبه و نیازی نیست به پزشک خبر بدم.»

نه همیشه. بعضی وقت‌ها ممکنه علائم بلافاصله ظاهر نشن. به همین خاطر بهتره بعد از زمین خوردن، مخصوصاً در ماه‌های آخر بارداری، پزشک یا ماما رو در جریان بذارید تا اگر نیاز بود، بررسی‌های لازم انجام بشه.


 تجربه شما

شما هم توی بارداری زمین خوردید یا نزدیک بود تعادلتون رو از دست بدید؟ بعدش چه کار کردید؟ تجربه‌تون رو برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید باعث بشه دل یه مادر آروم‌تر بشه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

هفته ۳۴ بارداری بود که رفتم سونوگرافی. وقتی پزشک گفت «بند ناف دور گردن نی‌نی دیده می‌شه»، انگار دنیا روی سرم خراب شد. 

تمام راه برگشت فقط گریه می‌کردم و توی اینترنت دنبال جواب می‌گشتم.

اما وقتی با دکترم صحبت کردم، با آرامش گفت: «اول از همه نترس. این اتفاق خیلی شایع‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.»

تا روز زایمان مرتب تحت نظر بودم و خوشبختانه نی‌نی‌م کاملاً سالم به دنیا اومد.

اون روز فهمیدم همیشه هر چیزی که اسمش ترسناک به نظر می‌رسه، لزوماً خطرناک نیست.


 نظر ماما

پیچیدن بند ناف دور گردن جنین، که به آن لوپ بند ناف هم گفته می‌شود، در بسیاری از بارداری‌ها دیده می‌شود و در بیشتر موارد باعث مشکلی برای جنین نمی‌شود.

بند ناف برخلاف چیزی که خیلی‌ها تصور می‌کنند، مثل طناب دور گردن نوزاد سفت نمی‌شود. پزشک در طول بارداری و هنگام زایمان، وضعیت جنین و ضربان قلب او را به‌دقت بررسی می‌کند تا مطمئن شود همه چیز طبیعی است.

اگر پزشک تشخیص دهد که بند ناف روی سلامت جنین تأثیر گذاشته، اقدامات لازم را انجام می‌دهد. بنابراین مهم‌ترین کار، پیگیری ویزیت‌ها و انجام سونوگرافی‌های توصیه‌شده است.


نکته مامانانه

بعد از اینکه این خبر رو شنیدم، تصمیم گرفتم کمتر توی اینترنت دنبال تجربه‌های ترسناک بگردم و هر سؤالی داشتم مستقیم از پزشکم بپرسم. این کار واقعاً استرسم رو کمتر کرد.


 باور اشتباه

«اگر بند ناف دور گردن جنین باشد، حتماً باید سزارین انجام شود.»

این باور درست نیست. خیلی از مادرانی که جنینشان بند ناف دور گردن داشته، با نظر پزشک زایمان طبیعی موفقی داشته‌اند. نوع زایمان به عوامل مختلفی بستگی دارد و پزشک با توجه به شرایط مادر و جنین تصمیم می‌گیرد.


💬 تجربه شما

آیا در سونوگرافی به شما هم گفتند بند ناف دور گردن نی‌نی‌تان هست؟ آخر بارداری یا موقع زایمان چه اتفاقی افتاد؟ تجربه‌تان را برای مامان‌های دیگر بنویسید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

از همون ماه پنجم که نینیم شروع کرد به لگد زدن، همه دور و بریام نظر می‌دادن. 

یکی می‌گفت:
«اگر خیلی شیطونه حتماً پسره.»

یکی دیگه می‌گفت:
«اگر آرومه دختره.»

منم کلی ذوق می‌کردم و هر حرکتش رو به یه چیزی ربط می‌دادم.

وقتی سونوگرافی رفتم، تازه فهمیدم همه اون حدس‌ها فقط برای شیرین‌تر شدن دوران بارداریه و هیچ‌کدوم دلیل علمی نداره.

ولی اعتراف می‌کنم هنوزم شنیدن این حدس‌ها برام بامزه بود. 


 نظر ماما

شدت یا تعداد حرکت‌های جنین ارتباطی با دختر یا پسر بودن او ندارد.

حرکت جنین به عواملی مثل:

  • سن بارداری
  • ساعت‌های خواب و بیداری جنین
  • وضعیت قرار گرفتن جنین
  • فعالیت مادر

بستگی دارد، نه جنسیت.

تنها راه مطمئن برای مشخص شدن جنسیت، سونوگرافی یا آزمایش‌های پزشکی است.


 نکته مامانانه

گاهی وقتی یک نوشیدنی خنک یا میان‌وعده سبک می‌خورید، ممکن است حرکت جنین را واضح‌تر احساس کنید. البته این موضوع هم به معنی دختر یا پسر بودن او نیست، فقط ممکن است همان لحظه بیدار شده باشد. 


 تجربه شما

شما قبل از اینکه جنسیت نی‌نی مشخص بشه، حدس می‌زدید دختره یا پسر؟ حدستون درست از آب دراومد؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:

من انقدر امروز و فردا کردم که یه شب با استرس شروع کردم وسایل جمع کردن. 

بعد فهمیدم بهتره از حدود هفته ۳۵ یا ۳۶ همه‌چیز آماده باشه.

این وسایل بیشتر به دردم خورد:

  • مدارک پزشکی
  • لباس راحت برای خودم
  • لباس نوزاد
  • پوشک و دستمال مرطوب
  • شارژر موبایل
  • دمپایی و لوازم بهداشتی

با آماده بودن چمدون، خیالم خیلی راحت‌تر بود.

 نظر ماما:

بهتره چمدان بیمارستان را از هفته ۳۵ تا ۳۶ بارداری آماده کنید. هرچند بیشتر نوزادها در زمان مقرر یا نزدیک به آن متولد می‌شوند، اما گاهی ممکن است زایمان زودتر از انتظار شروع شود. آماده بودن وسایل باعث می‌شود در لحظه شروع دردهای زایمان، با آرامش بیشتری راهی بیمارستان شوید.

وسایل مورد نیاز هر بیمارستان ممکن است کمی متفاوت باشد، اما معمولاً این موارد ضروری هستند:

 برای مادر:

  • مدارک شناسایی و دفترچه یا بیمه
  • پرونده و آزمایش‌های دوران بارداری
  • لباس راحت و جلو باز برای شیردهی
  • دمپایی، جوراب و لباس زیر
  • لوازم بهداشتی شخصی
  • شارژر موبایل و وسایل مورد نیاز خودتان

 برای نوزاد:

  • لباس مناسب فصل
  • کلاه، دستکش و جوراب
  • پتو یا قنداق
  • پوشک نوزادی

 اگر قصد زایمان در بیمارستان خصوصی یا دولتی را دارید، بهتر است چند هفته قبل از زایمان از بیمارستان بپرسید چه وسایلی را خودشان در اختیار شما قرار می‌دهند تا وسایل اضافی همراه نبرید.

تجربه شما:
شما چه وسیله‌ای با خودتون به بیمارستان بردید که بعداً فهمیدید واقعاً به دردتون خورد؟ یا برعکس، چه چیزی رو با خودتون بردید که اصلاً لازم نشد؟ تجربه‌تون می‌تونه به مامان‌های دیگه کمک کنه.
اگر شما هم این شرایط را تجربه کردید، لطفاً برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید تجربه شما نگرانی یک مادر دیگه رو کمتر کنه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:

من روز موعد زایمانم منتظر هر دردی بودم، ولی هیچ خبری نشد. 

هر پنج دقیقه یکی زنگ می‌زد که «هنوز نزاییدی؟»

دکترم گفت خیلی از مامان‌ها تا یکی دو هفته بعد از موعد هم زایمان می‌کنن و تا وقتی وضعیت مادر و جنین خوب باشه، جای نگرانی نیست.

همین حرف باعث شد کمتر استرس بگیرم.
 

نظر ماما:

تاریخ احتمالی زایمان فقط یک تخمین است و همه نوزادها دقیقاً در همان روز به دنیا نمی‌آیند. خیلی از مادران بین هفته ۳۹ تا ۴۱ بارداری زایمان می‌کنند و چند روز دیرتر زایمان کردن همیشه به معنی وجود مشکل نیست.

پزشک معمولاً بعد از رسیدن به هفته ۴۰، وضعیت حرکت جنین، مایع آمنیوتیک، ضربان قلب جنین و سلامت مادر را بیشتر بررسی می‌کند تا مطمئن شود همه چیز خوب پیش می‌رود.

اما اگر:

  • حرکت جنین کمتر از قبل شد،
  • کیسه آب پاره شد،
  • خونریزی داشتید،
  • یا دردهای شدید و غیرعادی را تجربه کردید،

حتماً بدون معطلی با پزشک یا بیمارستان تماس بگیرید.

 یادتون باشه: دیر رسیدن روز زایمان به این معنی نیست که شما کار اشتباهی انجام دادید یا حتماً مشکلی وجود دارد. خیلی از نی‌نی‌ها دوست دارند کمی بیشتر مهمان دل مامانشان باشند.
شما چند هفته و چند روز باردار بودید که نی‌نی‌تون تصمیم گرفت بیاد پیشتون؟
 

 تجربه شما:
اگر شما هم این شرایط را تجربه کردید، لطفاً برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید تجربه شما نگرانی یک مادر دیگه رو کمتر کنه. 

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر
  • تهدید زیاد
  • داد زدن
  • توضیح منطقی طولانی (هنوز درکش نمی‌کنه)
  • تسلیم شدن بعد از گریه طولانی

    یه نکته مهم رشد شناختی

    تو این سن هنوز کنترل هیجانی نداره. مغزش (بخش پیش‌پیشانی) کامل نشده.

    پس گریه همیشه «دستکاری» نیست؛ بیشتر ناتوانی در تنظیم احساساته.

    هدف ما این نیست که گریه رو صفر کنیم،

    هدف اینه که یاد بگیره راه‌های بهتری برای بیان خواسته‌ش هست.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

این چیزی که ما می‌گیم کاملاً طبیعیِ سن یک‌سال‌ونیمه 

تو این سن بچه‌ها تازه می‌فهمن «اگه یه کاری بکنم، مامان/بابا واکنش نشون میدن» و گریه یکی از قوی‌ترین ابزارهاشونه. این به معنی لوس شدن یا بد تربیت شدن نیست؛ بیشتر یعنی داره یاد می‌گیره چطور خواسته‌شو برسونه.

حالا مهم‌ترین بخش: واکنش تو خیلی تعیین‌کننده‌ست.

اول اینو بدون: دو نوع گریه داریم

۱. گریه از نیاز واقعی (خستگی، گرسنگی، ترس، درد) → سریع و با محبت رسیدگی کن.

۲. گریه برای به دست آوردن چیزی (مثلاً موبایل، خوراکی خاص، بغل وقتی نمی‌خوای) → اینجا باید مدیریت کنی، نه تسلیم شی.

وقتی می‌فهمی برای خواسته گریه می‌کنه، چیکار کنی؟

1. آروم بمون

اگر تو عصبی بشی یا زیاد توضیح بدی، ماجرا بزرگ‌تر میشه.

با صدای آروم و کوتاه بگو:

«می‌دونم می‌خوای … ولی الان نمی‌دیم.»

همین. توضیح طولانی نده.

2.اگر تصمیم گرفتی «نه»، دیگه برنگرد

اگه ۵ دقیقه گریه کنه و آخرش بدی، مغزش یاد می‌گیره:

«باید بیشتر گریه کنم تا بگیرم.»

پس اگر نه گفتی، ثابت بمون.
3.

احساسش رو تأیید کن، نه خواسته‌شو

فرق مهمه 👇

❌ «گریه نکن، چیزی نیست.»

✅ «می‌دونم ناراحتی چون اون رو می‌خواستی.»

این کار باعث میشه حسش رو بفهمه ولی یاد نگیره با گریه کنترل کنه.
4.حواسش رو پرت کن (خیلی مؤثر تو این سن)

بچه‌های ۱۸ ماهه تمرکزشون کوتاهه.

بعد از نه گفتن، سریع پیشنهاد جایگزین بده:

  • «بیا با توپ بازی کنیم»
  • «بریم آب بخوریم»
  • «بیا اینو ببین»
    5.رفتار خوب رو بزرگ کن

    وقتی آروم چیزی خواست یا بدون گریه پذیرفت، سریع تحسین کن:

    «آفرین که آروم گفتی.»

    «چه خوب صبر کردی.»

    اینا رفتار درست رو تقویت می‌کنه.
     

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
دکترم گفته بود وقتی:

  • دردها منظم شدن

  • هر ۵ دقیقه تکرار شدن

  • و با استراحت آروم نشدن

اون موقع وقت رفتنه.
همین قانون ساده خیلی کمکم کرد.

💬 شما کی رفتید بیمارستان؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
من سعی می‌کردم پیاده‌روی آروم داشته باشم، نفس عمیق بکشم و مثبت فکر کنم.
با نی‌نیم حرف می‌زدم و می‌گفتم منتظرشم 💗
نمی‌دونم چقدر علمی بود، ولی دلم آروم می‌شد.

💬 شما برای آرامش قبل از زایمان چی کار می‌کنید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
راستش یه‌هو دلم می‌گرفت و گریه‌ام می‌گرفت.
هم خوشحال بودم، هم می‌ترسیدم.
مامانم گفت اینا طبیعی‌ان، داری وارد یه مرحله جدید می‌شی.

💬 حال روحی شما تو این روزها چطوره؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
همیشه نگران بودم نفهمم کیسه آب پاره شده یا نه.
دکترم گفته بود اگر مایع شفاف و بی‌اختیار خارج شد، حتی بدون درد، باید سریع برم بیمارستان.
این حرف باعث شد خیالم راحت‌تر بشه.

💬 شما تجربه پارگی کیسه آب داشتید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
یه روز ترشح ژله‌ای با رگه‌های خونی دیدم و خیلی ترسیدم.
دکتر گفت احتمالاً «نمایش خونی» هست و دهانه رحم داره آماده می‌شه.
گفت ممکنه همون روز زایمان بشه یا چند روز بعد.

⚠️ اگر خونریزی زیاد بود، باید سریع بررسی بشه.

💬 شما هم این ترشح رو داشتید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
وقتی شکمم افتاد همه گفتن «دیگه الان می‌زایی!» 😅
ولی واقعیت اینه که برای بعضیا همون روزه، برای بعضیا هفته‌ها طول می‌کشه.
من فقط حس سبکی نفس و فشار پایین‌تر رو داشتم.

💬 شکم شما سمت پایین اومد؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر
صفحه 1 از 3ابتدا   قبلی   [1]  2  3  بعدی   انتها