امروز : شنبه 28 شهریور 1405
مادرانه

تجربه من

روز سوم که از بیمارستان اومده بودیم خونه، نی‌نیم چند بار پشت سر هم عطسه کرد.

همون لحظه دستم رو گذاشتم روی پیشونیش و گفتم:
«وای! نکنه سرما خورده؟»

حتی به همسرم گفتم شاید موقع بیرون اومدن از بیمارستان سردش شده!

وقتی با ماما صحبت کردم، گفت:
«اگر فقط عطسه می‌کنه و علائم دیگه‌ای نداره، معمولاً جای نگرانی نیست.»

همون روز فهمیدم عطسه کردن همیشه نشونه بیماری نیست.


 نظر ماما

عطسه کردن در نوزادان، به‌خصوص در هفته‌های اول زندگی، خیلی شایع و معمولاً طبیعی است.

بینی نوزاد بسیار کوچک و حساس است و ممکن است با گرد و غبار، پرز لباس، شیر خشک‌شده یا ترشحات بینی تحریک شود. عطسه یکی از راه‌های طبیعی بدن برای تمیز کردن راه‌های هوایی است.

اما اگر عطسه همراه با این علائم باشد، بهتر است نوزاد توسط پزشک بررسی شود:

  • تب (به‌ویژه در نوزاد زیر ۳ ماه)
  • سختی در تنفس
  • شیر نخوردن یا بی‌حالی
  • سرفه مداوم یا خس‌خس سینه
  • آبریزش بینی شدید یا علائم بیماری

 نکته مامانانه

من اوایل فکر می‌کردم باید هر بار عطسه کرد، لباس بیشتری تنش کنم!

بعد فهمیدم مهم‌تر از تعداد لباس‌ها، اینه که دمای اتاق مناسب باشه و هوای خونه خیلی خشک یا پر از گرد و غبار نباشه.


 باور اشتباه

«هر نوزادی که عطسه می‌کند، سرما خورده است.»

این باور درست نیست.

در بسیاری از موارد، عطسه فقط یک واکنش طبیعی برای تمیز کردن بینی است و به‌تنهایی نشانه سرماخوردگی نیست. برای تشخیص بیماری باید به علائم دیگر هم توجه کرد.


 تجربه شما

نوزاد شما هم روزهای اول زیاد عطسه می‌کرد؟ شما هم اولش نگران شده بودید؟ تجربه‌تون رو برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید باعث بشه یه مامان با خیال راحت‌تری از کنار این موضوع بگذره.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

هر روز که پوشک نینیم رو عوض می‌کردم، اولین چیزی که نگاه می‌کردم بند نافش بود. 

همش با خودم می‌گفتم:
«نکنه موقع لباس عوض کردن کنده بشه؟»
«چرا هنوز نیفتاده؟»

یه روز به مادرم گفتم: «فکر کنم خیلی دیر شده!»

اون فقط خندید و گفت:
«هر نی‌نی زمان خودش رو داره.»

چند روز بعد، موقع عوض کردن لباسش دیدم بند نافش افتاده و اصلاً هم اتفاق خاصی نیفتاده بود. فقط یه ذره جاش حساس بود.


 نظر ماما

بند ناف نوزاد معمولاً بین ۷ تا ۱۴ روز بعد از تولد می‌افتد، اما در بعضی نوزادان ممکن است کمی زودتر یا دیرتر هم جدا شود.

برای مراقبت از بند ناف:

  • آن را تمیز و خشک نگه دارید.
  • پوشک را طوری ببندید که روی بند ناف قرار نگیرد.
  • از کندن یا دستکاری بند ناف خودداری کنید.
  • اگر پزشک توصیه خاصی نکرده، معمولاً نیازی به استفاده از الکل یا مواد ضدعفونی‌کننده نیست.

اگر اطراف بند ناف قرمز، متورم، بدبو شد یا ترشح چرکی داشت، یا نوزاد تب کرد، بهتر است هرچه زودتر توسط پزشک معاینه شود.


 نکته مامانانه

من اوایل از حمام کردن نی‌نیم می‌ترسیدم و فکر می‌کردم بند ناف نباید خیس بشه.

بعد ماما بهم گفت بعد از حمام فقط کافیه بند ناف رو خوب خشک کنم. همین باعث شد با خیال راحت‌تر ازش مراقبت کنم.


 باور اشتباه

«اگر بند ناف دیر بیفتد، یعنی حتماً مشکلی وجود دارد.»

نه همیشه.

زمان افتادن بند ناف در نوزادان متفاوت است. اگر ظاهر بند ناف طبیعی باشد و نشانه‌ای از عفونت وجود نداشته باشد، دیرتر افتادن آن لزوماً نگران‌کننده نیست. البته اگر مدت زیادی گذشته یا نگرانی خاصی دارید، با پزشک مشورت کنید.


 تجربه شما

بند ناف نوزادتون چند روز بعد از تولد افتاد؟ برای مراقبت ازش چه نکاتی رو رعایت می‌کردید؟ تجربه‌تون می‌تونه به مامان‌های تازه‌کار کمک کنه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

روز سوم بعد از تولد، داشتم به صورت نی‌نیم نگاه می‌کردم که حس کردم رنگ پوستش یه کم زرد شده.

اول فکر کردم شاید نور خونه اینطوری نشون می‌ده، اما هر چی بیشتر نگاه می‌کردم، بیشتر نگران می‌شدم.

به مادرم گفتم، اونم گفت:
«بیشتر نوزادها یه کم زرد می‌شن، ولی بهتره پزشکش ببینه.»

همون روز بردیمش دکتر. بعد از معاینه و آزمایش، گفت زردی خفیفه و فقط باید تحت نظر باشه.

اون روز فهمیدم استرس داشتن طبیعیه، ولی تشخیص زردی فقط با نگاه کردن به تنهایی ممکن نیست.


 نظر ماما

زردی نوزاد معمولاً به دلیل بالا رفتن ماده‌ای به نام بیلی‌روبین در خون ایجاد می‌شود و در بسیاری از نوزادان، به‌ویژه در روزهای اول زندگی، دیده می‌شود.

ممکن است متوجه شوید که:

  • پوست صورت یا پیشانی نوزاد زردتر از قبل به نظر می‌رسد.
  • سفیدی چشم‌ها کمی زرد شده است.
  • زردی به‌تدریج به سینه، شکم یا پاها هم می‌رسد.

اما شدت زردی را نمی‌توان فقط با نگاه کردن تشخیص داد. اگر فکر می‌کنید نوزادتان زردی دارد، پزشک ممکن است با دستگاه مخصوص یا آزمایش خون، میزان بیلی‌روبین را اندازه‌گیری کند.

اگر زردی شدید باشد، نوزاد خوب شیر نخورد، خیلی خواب‌آلود شود یا به‌سختی بیدار شود، باید سریع‌تر توسط پزشک بررسی شود.


 نکته مامانانه

من هر بار که نور اتاق عوض می‌شد، احساس می‌کردم رنگ نی‌نیم هم فرق کرده! 

بعد فهمیدم نور محیط می‌تونه آدم رو اشتباه بندازه و بهتره اگر شک دارم، به جای حدس زدن، از پزشک کمک بگیرم.


 باور اشتباه

«اگر پوست نوزاد کمی زرد باشد، حتماً طبیعی است و نیازی به مراجعه نیست.»

نه همیشه.

زردی در خیلی از نوزادان شایع است، اما شدت آن باید در صورت نیاز توسط پزشک بررسی شود تا اگر درمان لازم بود، به‌موقع انجام شود.


 تجربه شما

نوزاد شما چند روز بعد از تولد زرد شد؟ فقط تحت نظر بود یا نیاز به دستگاه فتوتراپی پیدا کرد؟ تجربه‌تون رو برای مامان‌های دیگه بنویسید. شاید باعث آرامش یه خانواده دیگه بشه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

راستش فکر می‌کردم بعد از هر بار شیر خوردن، نوزادم باید حتماً یه آروغ بلند بزنه! 

ولی بعضی وقت‌ها هر کاری می‌کردم، خبری از آروغ نبود.

پنج دقیقه... ده دقیقه... حتی بیشتر صبر می‌کردم و کم‌کم استرس می‌گرفتم.

وقتی این موضوع رو با ماما مطرح کردم، گفت:
«همه نوزادها بعد از هر وعده آروغ نمی‌زنن و این همیشه نشونه مشکل نیست.»

از اون به بعد، اگر چند دقیقه تلاش می‌کردم و خبری نمی‌شد، دیگه خودم رو اذیت نمی‌کردم؛ فقط حواسم به حال عمومی و راحتی نی‌نیم بود.


 نظر ماما

هنگام شیر خوردن، بعضی نوزادان همراه با شیر، مقداری هوا هم می‌بلعند. آروغ زدن به خارج شدن این هوا کمک می‌کند، اما همه نوزادان بعد از هر وعده شیر حتماً آروغ نمی‌زنند.

اگر نوزاد بعد از شیر خوردن آرام است، بی‌قراری ندارد و به‌راحتی می‌خوابد، آروغ نزدن به‌تنهایی معمولاً نگران‌کننده نیست.

اگر نوزاد بعد از شیر خوردن بی‌قرار می‌شود، شکمش سفت به نظر می‌رسد یا مرتب شیر بالا می‌آورد، می‌توانید چند دقیقه او را در وضعیت مناسب برای آروغ زدن نگه دارید.

در صورت بی‌قراری شدید، استفراغ مکرر یا مشکل در شیر خوردن، بهتر است با پزشک مشورت کنید.


 نکته مامانانه

برای نی‌نی من، گذاشتن سرش روی شونه‌ام و راه رفتن آروم توی اتاق، بیشتر از هر روشی جواب می‌داد. بعضی وقت‌ها هم اصلاً آروغ نمی‌زد، ولی کاملاً آروم بود و مشکلی هم پیش نمی‌اومد. 


 باور اشتباه

«اگر نوزاد آروغ نزند، حتماً دل‌درد می‌گیرد.»

نه همیشه.

بعضی نوزادها هنگام شیر خوردن هوای کمی می‌بلعند و ممکن است اصلاً نیازی به آروغ زدن نداشته باشند. مهم‌تر از آروغ زدن، حال عمومی نوزاد، راحت شیر خوردن و آرام بودن اوست.


 تجربه شما

نوزاد شما راحت آروغ می‌زد یا برای آروغ زدن باید کلی صبر می‌کردید؟ اگر روشی داشتید که بهتون کمک کرد، برای مامان‌های دیگه هم بنویسید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

اولین باری که نینیم بعد از شیر خوردن یه مقدار شیر بالا آورد، حسابی ترسیدم.

فکر کردم تمام شیری که خورده رو بالا آورده و حتماً گرسنه مونده.

حتی با عجله دوباره خواستم بهش شیر بدم.

وقتی با پزشکش صحبت کردم، گفت بیشتر نوزادها به خاطر کامل نبودن دریچه بین مری و معده، ممکنه بعد از شیر خوردن مقدار کمی شیر بالا بیارن و تا وقتی وزنش خوبه و حالش خوبه، معمولاً جای نگرانی نیست.

از اون روز بعد، بعد از هر بار شیر خوردن چند دقیقه آروم بغلش می‌کردم تا آروغ بزنه و کمتر بالا بیاره.


 نظر ماما

بالا آوردن مقدار کمی شیر بعد از تغذیه، که به آن ریفلاکس یا برگشت شیر هم گفته می‌شود، در بسیاری از نوزادان طبیعی است و معمولاً با بزرگ‌تر شدن نوزاد و کامل‌تر شدن دستگاه گوارش، کمتر می‌شود.

برای کاهش بالا آوردن شیر می‌توانید:

  • بعد از هر وعده، نوزاد را برای آروغ زدن در وضعیت مناسب نگه دارید.
  • تا حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بعد از شیر خوردن، او را صاف یا نیمه‌عمودی بغل کنید.
  • از تکان دادن شدید نوزاد بلافاصله بعد از شیر خوردن خودداری کنید.
  • اگر با شیشه شیر تغذیه می‌شود، مطمئن شوید سوراخ سرشیشه مناسب است.

اما اگر بالا آوردن نوزاد شدید، جهنده، سبزرنگ، خونی باشد یا همراه با بی‌حالی، تب، کاهش وزن یا امتناع از شیر خوردن باشد، لازم است هرچه زودتر توسط پزشک بررسی شود.


 نکته مامانانه

من اوایل فکر می‌کردم هر قطره شیری که بالا میاد یعنی تمام وعده غذایی نی‌نیم از بین رفته! 

بعد فهمیدم مقدار شیری که روی لباس می‌بینیم، گاهی خیلی بیشتر از چیزی به نظر می‌رسه که واقعاً بالا اومده. همین باعث شد کمتر استرس بگیرم.


 باور اشتباه

«هر نوزادی که بعد از شیر خوردن بالا می‌آورد، حتماً رفلاکس شدید یا بیماری دارد.»

نه همیشه.

بسیاری از نوزادان سالم، در ماه‌های اول زندگی گاهی مقدار کمی شیر بالا می‌آورند و با رشد دستگاه گوارش، این مشکل به‌تدریج کمتر می‌شود. تشخیص اینکه آیا نیاز به بررسی بیشتر وجود دارد یا نه، با پزشک است.


 تجربه شما

نوزاد شما هم بعد از شیر خوردن بالا می‌آورد؟ چه کاری باعث شد این مشکل کمتر بشه؟ تجربه‌تون می‌تونه به مامان‌های دیگه کمک کنه.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

روزهای اول بعد از زایمان، بعد از هر بار شیر دادن فقط یه سؤال توی ذهنم بود:

«نکنه هنوز گرسنه باشه؟»

چون نمی‌تونستم مثل شیشه شیر ببینم چقدر خورده، مدام استرس داشتم.

حتی چند بار بعد از شیر خوردن، دوباره بغلش کردم که شاید باز هم گرسنه باشه.

وقتی این نگرانی رو با ماما در میون گذاشتم، گفت به جای اینکه فقط به حس خودت اعتماد کنی، به چند نشونه مهم دقت کن.

بعد از اون، هر بار تعداد پوشک‌ها، شیر خوردنش و وزنش رو زیر نظر می‌گرفتم و کم‌کم خیالم راحت شد.


 نظر ماما

بسیاری از مادرها نمی‌توانند مقدار دقیق شیر خورده‌شده را ببینند، اما خوشبختانه نشانه‌های خوبی وجود دارد که نشان می‌دهد نوزاد احتمالاً شیر کافی دریافت می‌کند.

این نشانه‌ها عبارت‌اند از:

 نوزاد به‌طور منظم شیر می‌خورد.

 هنگام شیر خوردن، صدای بلعیدن او را گاهی می‌شنوید.

 بعد از شیر خوردن، آرام‌تر می‌شود و به خواب می‌رود یا احساس رضایت دارد.

 تعداد پوشک‌های خیس و مدفوع او متناسب با سنش است.

 وزن‌گیری نوزاد در معاینات دوره‌ای مناسب است.

اگر نوزاد به‌خوبی شیر نمی‌خورد، وزن اضافه نمی‌کند یا تعداد پوشک‌های خیسش کمتر از حد انتظار است، بهتر است توسط پزشک یا مشاور شیردهی بررسی شود.


 نکته مامانانه

من اوایل فکر می‌کردم هر بار که نی‌نی گریه می‌کنه یعنی گرسنه است.

بعد فهمیدم گاهی فقط خوابش میاد، آغوش می‌خواد یا دلش می‌خواد آروغ بزنه.

وقتی این تفاوت‌ها رو یاد گرفتم، هم استرسم کمتر شد، هم شیردهی برام لذت‌بخش‌تر شد. 


 باور اشتباه

«اگر نوزادم زیاد روی سینه می‌مونه، یعنی شیرم کمه.»

نه همیشه.

بعضی نوزادها علاوه بر شیر خوردن، برای آرامش هم مکیدن را دوست دارند. مدت زمان شیر خوردن در نوزادان با هم فرق می‌کند و به‌تنهایی نشانه کم بودن شیر نیست.


 تجربه شما

شما از کجا فهمیدید نی‌نی‌تون شیر کافی می‌خوره؟ چه چیزی باعث شد خیالتون راحت بشه؟ تجربه‌تون رو با مامان‌های دیگه به اشتراک بذارید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

وقتی نینیم به دنیا اومد، فقط چند ثانیه دیدمش. هنوز داشتم صورتش رو نگاه می‌کردم که بردنش.

همون لحظه هزار تا سؤال توی ذهنم اومد...

«نکنه حالش خوب نیست؟»
«چرا پیش خودم نمی‌مونه؟»
«اتفاقی افتاده؟»

چند دقیقه بعد ماما اومد و گفت نگران نباش، فقط دارن وزنش رو می‌گیرن، معاینه‌اش می‌کنن و مطمئن می‌شن همه چیز خوبه.

وقتی دوباره بغلم گذاشتن، تازه نفس راحت کشیدم. 

بعداً فهمیدم خیلی از این کارها، بخشی از مراقبت‌های معمول بعد از تولده.


 نظر ماما

بعد از تولد، اگر حال مادر و نوزاد مناسب باشد، معمولاً تلاش می‌شود تماس پوست با پوست و شروع شیردهی هرچه زودتر انجام شود.

با این حال، گاهی لازم است نوزاد برای چند دقیقه از مادر جدا شود تا مراقبت‌های اولیه انجام شود، مانند:

  • بررسی تنفس و ضربان قلب
  • اندازه‌گیری وزن، قد و دور سر
  • معاینه کامل نوزاد
  • تزریق ویتامین K و در صورت نیاز واکسن‌های بدو تولد
  • اطمینان از پایدار بودن وضعیت نوزاد

اگر نوزاد به مراقبت بیشتری نیاز داشته باشد، تیم درمان دلیل آن را برای خانواده توضیح می‌دهد.


 نکته مامانانه

اگر قبل از زایمان فرصت داشتی، از بیمارستان یا پزشکت بپرس که روال مراقبت از نوزاد بعد از تولد چطور انجام می‌شه. وقتی از قبل بدونی چه اتفاقی قراره بیفته، روز زایمان آرامش بیشتری خواهی داشت.


 باور اشتباه

«اگر نوزاد را بعد از تولد بردند، یعنی حتماً مشکلی دارد.»

نه لزوماً.

در بسیاری از بیمارستان‌ها، انجام چند بررسی اولیه و مراقبت‌های روتین دلیل اصلی این جدایی کوتاه است. البته اگر نوزاد به مراقبت ویژه نیاز داشته باشد، تیم درمان موضوع را به والدین اطلاع می‌دهد.


 تجربه شما

بعد از تولد، نوزادتون بلافاصله پیش خودتون موند یا چند دقیقه ازتون جدا شد؟ اون لحظه چه حسی داشتید؟ تجربه‌تون می‌تونه به مامان‌هایی که اولین زایمانشون رو در پیش دارن، آرامش بده.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

لحظه‌ای که نی‌نی‌م به دنیا اومد، فقط منتظر بودم صدای گریه‌ش رو بشنوم.

ولی چند ثانیه گذشت و خبری نشد...

همون چند ثانیه برای من اندازه چند ساعت طول کشید. فقط به دکتر نگاه می‌کردم و دلم هزار راه می‌رفت.

بعد دیدم تیم درمان سریع نوزاد رو بررسی کردن و چند لحظه بعد صدای گریه‌ش بلند شد...

اون لحظه انگار دوباره نفس کشیدم. 

بعداً فهمیدم همه نوزادها دقیقاً در همان ثانیه اول گریه نمی‌کنند و گاهی فقط به کمی کمک برای شروع تنفس نیاز دارند.


 نظر ماما

گریه کردن بعد از تولد معمولاً نشانه این است که نوزاد تنفس خود را به‌خوبی شروع کرده است، اما همه نوزادان بلافاصله بعد از تولد گریه نمی‌کنند.

گاهی نوزاد فقط چند ثانیه زمان نیاز دارد تا خودش نفس بکشد و گاهی تیم درمان با اقدامات ساده‌ای مثل خشک کردن، گرم نگه داشتن یا تحریک ملایم، به او کمک می‌کنند.

اگر نوزاد بعد از تولد نیاز به بررسی یا مراقبت بیشتری داشته باشد، پزشک و ماما بلافاصله اقدامات لازم را انجام می‌دهند. به همین دلیل، گریه نکردن در همان لحظه اول به‌تنهایی به معنی وجود مشکل جدی نیست.


 نکته مامانانه

من بعدها فهمیدم فیلم‌هایی که توی فضای مجازی می‌بینیم، همیشه واقعیت اتاق زایمان رو نشون نمی‌دن.

بعضی نی‌نی‌ها همون لحظه گریه می‌کنن، بعضی‌ها چند ثانیه بعد.

مهم اینه که تیم درمان وضعیت نوزاد رو ارزیابی می‌کنه و اگر لازم باشه، سریع کمکش می‌کنه.


 باور اشتباه

«اگر نوزاد بعد از تولد گریه نکند، یعنی حتماً مشکل جدی دارد.»

نه همیشه.

پزشک و ماما وضعیت نوزاد را با معیارهای مشخصی مثل تنفس، ضربان قلب، رنگ پوست، تون عضلانی و واکنش‌ها بررسی می‌کنند. ممکن است نوزادی بدون گریه بلند هم وضعیت خوبی داشته باشد یا فقط به کمک کوتاهی برای شروع تنفس نیاز داشته باشد.


 تجربه شما

نی‌نی شما بلافاصله بعد از تولد گریه کرد؟ یا چند لحظه طول کشید؟ آن لحظه چه حسی داشتید؟ تجربه‌تان را برای مامان‌های دیگری که منتظر تولد فرزندشان هستند بنویسید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

هر بار که سونوگرافی می‌رفتم، اولین چیزی که می‌پرسیدم این بود:
«وزن نی‌نی خوبه؟» 

وقتی دکتر گفت وزنش از میانگین کمی کمتره، خیلی استرس گرفتم.

بعد برام توضیح داد که وزن سونوگرافی تقریبیه و مهم‌تر از یک عدد، روند رشد جنینه.

همین حرف باعث شد کمتر خودم رو با بقیه مامان‌ها مقایسه کنم.


 نظر ماما

در هفته‌های پایانی بارداری، وزن جنین از طریق سونوگرافی به‌صورت تقریبی محاسبه می‌شود و ممکن است چند صد گرم با وزن واقعی تفاوت داشته باشد.

رشد هر جنین با جنین دیگر فرق می‌کند. پزشک علاوه بر وزن، مواردی مثل روند رشد، مقدار مایع آمنیوتیک، وضعیت جفت و سلامت عمومی جنین را هم بررسی می‌کند.

به همین دلیل، بهتر است فقط به یک عدد توجه نکنید و نتیجه سونوگرافی را در کنار نظر پزشک تفسیر کنید.


 نکته مامانانه

من هر بار وزن نی‌نی رو با بچه‌های اطرافیان مقایسه می‌کردم و آخرش فقط استرس می‌گرفتم.  بعد فهمیدم هر نی‌نی مسیر رشد خودش رو داره و مهم اینه که پزشک از روند رشدش راضی باشه.


 باور اشتباه

«اگر وزن جنین از بچه دوست یا فامیلم کمتر باشد، حتماً مشکلی وجود دارد.»

خیر. وزن جنین به عوامل مختلفی مثل ژنتیک، جثه والدین و روند رشد بستگی دارد. تنها پزشک می‌تواند با بررسی کامل وضعیت بارداری، درباره طبیعی بودن رشد جنین نظر بدهد.


 تجربه شما

وزن نی‌نی شما در آخرین سونوگرافی چقدر بود؟ وقتی به دنیا اومد، وزن واقعی‌اش با چیزی که سونوگرافی گفته بود فرق داشت؟ تجربه‌تون رو با مامان‌های دیگه به اشتراک بذارید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

اولین باری که این حس رو تجربه کردم، حسابی ترسیده بودم. 

یه ضربه‌های ریز و منظم توی یه نقطه از شکمم حس می‌کردم. دقیقاً مثل تیک‌تیک ساعت! هر دو سه ثانیه یک بار تکرار می‌شد.

اول فکر کردم شاید مشکلی برای نی‌نیم پیش اومده، ولی وقتی به دکترم گفتم، لبخند زد و گفت:

«احتمالاً نی‌نی داره سکسکه می‌کنه.»

از اون روز به بعد، هر وقت اون ضربه‌های منظم رو حس می‌کردم، خیالم راحت‌تر بود و حتی برام شیرین شده بود. 


 نظر ماما

سکسکه جنین معمولاً به صورت ضربه‌های کوچک، ریتمیک و منظم احساس می‌شود و در بسیاری از بارداری‌ها طبیعی است. این حالت می‌تواند به دلیل انقباض دیافراگم جنین و بخشی از روند طبیعی رشد او باشد.

با این حال، اگر بعد از هفته‌های پایانی بارداری متوجه تغییر قابل توجهی در الگوی حرکات جنین شدید یا احساس کردید حرکت‌های او کمتر از قبل شده است، بهتر است با پزشک یا ماما مشورت کنید تا وضعیت جنین بررسی شود.


 نکته مامانانه

من هر وقت مطمئن نبودم که نی‌نی سکسکه می‌کنه یا لگد می‌زنه، به ریتم حرکت‌ها دقت می‌کردم. اگر ضربه‌ها منظم و پشت سر هم بودن، معمولاً سکسکه بود؛ ولی اگر نامنظم و از جاهای مختلف شکم حس می‌شدن، بیشتر شبیه حرکت یا لگد زدن بود. 


 باور اشتباه

«اگر جنین زیاد سکسکه کند یعنی حالش خوب نیست.»

این باور از نظر علمی درست نیست. در بیشتر موارد، سکسکه جنین بخشی طبیعی از رشد اوست. البته اگر درباره حرکات جنین یا وضعیت بارداری خودتان نگرانی دارید، بهتر است به جای حدس زدن، با پزشک یا مامای خود مشورت کنید.


 تجربه شما

شما هم سکسکه نی‌نی‌تون رو حس کرده بودید؟ اولین بار فکر کردید لگد می‌زنه یا از همون اول فهمیدید سکسکه است؟ تجربه‌تون رو برای مامان‌های دیگه بنویسید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

هفته ۳۴ بارداری بود که رفتم سونوگرافی. وقتی پزشک گفت «بند ناف دور گردن نی‌نی دیده می‌شه»، انگار دنیا روی سرم خراب شد. 

تمام راه برگشت فقط گریه می‌کردم و توی اینترنت دنبال جواب می‌گشتم.

اما وقتی با دکترم صحبت کردم، با آرامش گفت: «اول از همه نترس. این اتفاق خیلی شایع‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی.»

تا روز زایمان مرتب تحت نظر بودم و خوشبختانه نی‌نی‌م کاملاً سالم به دنیا اومد.

اون روز فهمیدم همیشه هر چیزی که اسمش ترسناک به نظر می‌رسه، لزوماً خطرناک نیست.


 نظر ماما

پیچیدن بند ناف دور گردن جنین، که به آن لوپ بند ناف هم گفته می‌شود، در بسیاری از بارداری‌ها دیده می‌شود و در بیشتر موارد باعث مشکلی برای جنین نمی‌شود.

بند ناف برخلاف چیزی که خیلی‌ها تصور می‌کنند، مثل طناب دور گردن نوزاد سفت نمی‌شود. پزشک در طول بارداری و هنگام زایمان، وضعیت جنین و ضربان قلب او را به‌دقت بررسی می‌کند تا مطمئن شود همه چیز طبیعی است.

اگر پزشک تشخیص دهد که بند ناف روی سلامت جنین تأثیر گذاشته، اقدامات لازم را انجام می‌دهد. بنابراین مهم‌ترین کار، پیگیری ویزیت‌ها و انجام سونوگرافی‌های توصیه‌شده است.


نکته مامانانه

بعد از اینکه این خبر رو شنیدم، تصمیم گرفتم کمتر توی اینترنت دنبال تجربه‌های ترسناک بگردم و هر سؤالی داشتم مستقیم از پزشکم بپرسم. این کار واقعاً استرسم رو کمتر کرد.


 باور اشتباه

«اگر بند ناف دور گردن جنین باشد، حتماً باید سزارین انجام شود.»

این باور درست نیست. خیلی از مادرانی که جنینشان بند ناف دور گردن داشته، با نظر پزشک زایمان طبیعی موفقی داشته‌اند. نوع زایمان به عوامل مختلفی بستگی دارد و پزشک با توجه به شرایط مادر و جنین تصمیم می‌گیرد.


💬 تجربه شما

آیا در سونوگرافی به شما هم گفتند بند ناف دور گردن نی‌نی‌تان هست؟ آخر بارداری یا موقع زایمان چه اتفاقی افتاد؟ تجربه‌تان را برای مامان‌های دیگر بنویسید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من

از همون ماه پنجم که نینیم شروع کرد به لگد زدن، همه دور و بریام نظر می‌دادن. 

یکی می‌گفت:
«اگر خیلی شیطونه حتماً پسره.»

یکی دیگه می‌گفت:
«اگر آرومه دختره.»

منم کلی ذوق می‌کردم و هر حرکتش رو به یه چیزی ربط می‌دادم.

وقتی سونوگرافی رفتم، تازه فهمیدم همه اون حدس‌ها فقط برای شیرین‌تر شدن دوران بارداریه و هیچ‌کدوم دلیل علمی نداره.

ولی اعتراف می‌کنم هنوزم شنیدن این حدس‌ها برام بامزه بود. 


 نظر ماما

شدت یا تعداد حرکت‌های جنین ارتباطی با دختر یا پسر بودن او ندارد.

حرکت جنین به عواملی مثل:

  • سن بارداری
  • ساعت‌های خواب و بیداری جنین
  • وضعیت قرار گرفتن جنین
  • فعالیت مادر

بستگی دارد، نه جنسیت.

تنها راه مطمئن برای مشخص شدن جنسیت، سونوگرافی یا آزمایش‌های پزشکی است.


 نکته مامانانه

گاهی وقتی یک نوشیدنی خنک یا میان‌وعده سبک می‌خورید، ممکن است حرکت جنین را واضح‌تر احساس کنید. البته این موضوع هم به معنی دختر یا پسر بودن او نیست، فقط ممکن است همان لحظه بیدار شده باشد. 


 تجربه شما

شما قبل از اینکه جنسیت نی‌نی مشخص بشه، حدس می‌زدید دختره یا پسر؟ حدستون درست از آب دراومد؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
تو ماه ششم، حرکت جنینم خیلی واضح‌تر شده بود. دیگه فقط قل‌قل نبود، بعضی وقت‌ها لگد درست‌وحسابی می‌زد 😄
دکترم گفت مهم‌تر از تعداد، منظم بودن حرکت‌هاست. یعنی الگوی هر روزش رو بشناسی.
البته خودم خیلی نتونستم منظم بشناسمش😄

💬 حرکت‌های جنین شما تو ماه ششم چطوره؟ زیاد، کم یا نامنظم؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
دقیقاً همین‌طور بود! 😄
روزها که در حال حرکت بودم کمتر حسش می‌کردم، ولی شب که دراز می‌کشیدم، شیطون می‌شد.
دکتر گفت حرکت‌های بدن مامان تو روز جنین رو آروم می‌کنه و چون خودم در حال حرکت بودم شاید کمتر حسش می کردم.

💬 جنین شما کی فعال‌تره؟ روز یا شب؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
یه بار تقریباً یک روز کامل حرکتی حس نکردم و واقعاً ترسیدم.
اول طبق توصیه‌ها یه چیز شیرین خوردم و به پهلوی چپ دراز کشیدم، ولی بازم مطمئن نشدم.
آخرش رفتم سونوگرافی و خدا رو شکر همه چی خوب بود.
از اون به بعد فهمیدم اگر دلشوره داری، معطل نکن.

💬 شما تو این شرایط چه واکنشی نشون دادید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
برای منم بعضی روزها پیش می‌اومد که حس می‌کردم جنینم تنبله 😅
دکترم گفت بعضی روزها جنین خوابش بیشتره یا به حالتی قرار گرفته که حرکاتش کمتر حس می‌شه.
من وقتی یه لیوان آب خنک می‌خوردم یا کمی راه می‌رفتم یا یه خوراکی شیرین می خوردم، معمولاً بعدش حرکتش رو حس می‌کردم.

💬 شما هم روزهایی داشتید که حرکات جنین کمتر باشه؟ چکار کردید؟

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر

تجربه من:
وقتی ۷ ماهه باردار بودم بعضی وقت‌ها حس می‌کردم جنینم اصلاً تکون نمی‌خوره و خیلی نگران می‌شدم.
اول یک چیز شیرین خوردم، بعد رفتم توی یک اتاق نسبتاً تاریک و به پهلوی چپ دراز کشیدم.
حدود ۵ دقیقه صبر کردم، یهو دیدم خیلی بانمک شروع کرد به تکون خوردن 😍
به نظرم شما هم امتحان کنید، ولی اگر باز هم حرکتی حس نکردید، حتماً برید دکتر یا سونوگرافی.
 

💬 شما هم اگر تجربه‌ای دارید، برای مامان‌های دیگه بنویسید.

شما هم اگر تجربه و یا نظری داری تجربت رو به اشتراک بذار

ثبت نظر