امروز : شنبه 28 شهریور 1405
داستان کودکانه دانه‌های طلایی برنج
داستان, ۴ تا ۶ سال 0

یک روز صبح، در روستایی سرسبز و زیبا، پسربچه‌ای به نام آراد همراه پدربزرگش کنار شالیزار قدم می‌زد.

داستان کودکانه دانه‌های طلایی برنج

آراد به مزرعه نگاه کرد و گفت:
— پدربزرگ! این همه برنج از کجا می‌آید؟

پدربزرگ لبخند زد و گفت:
— از همین زمین‌ها، پسرم. اما برای اینکه یک دانه برنج به سفره‌ی ما برسد، کشاورزان زحمت زیادی می‌کشند.

پدربزرگ مشتی خاک برداشت و ادامه داد:
— اول زمین را آماده می‌کنیم، بعد دانه‌های برنج را می‌کاریم. کشاورز باید ماه‌ها از مزرعه مراقبت کند؛ به آن آب بدهد، علف‌های هرز را پاک کند و مراقب آفت‌ها باشد. وقتی خوشه‌های برنج طلایی شدند، زمان برداشت می‌رسد.

آراد با تعجب گفت:
— پس هر دانه‌ی برنج داستانی دارد!

پدربزرگ گفت:
— دقیقاً! پشت هر دانه، زحمت یک کشاورز، آب، خاک، نور خورشید و زمان زیادی وجود دارد.

ظهر که به خانه برگشتند، مادر آراد یک بشقاب بزرگ برنج برای او کشید. آراد چند قاشق خورد، اما زود سیر شد. باقیمانده‌ی برنج را می‌خواست داخل سطل زباله بریزد.

ناگهان یاد حرف پدربزرگ افتاد.

با خودش گفت:
«اگر هر دانه‌ی برنج این‌همه زحمت لازم دارد، چرا باید آن را دور بریزم؟»

آراد بشقابش را کنار گذاشت و گفت:
— مامان، از این به بعد به اندازه‌ای که می‌توانم بخورم غذا می‌کشم.

مادرش لبخند زد و گفت:
— آفرین! این یعنی اسراف نکردن.

از آن روز، آراد یک قانون کوچک برای خودش گذاشت:

«به اندازه بردار، تا چیزی دور ریخته نشود.»

اگر کمی برنج اضافه می‌آمد، خانواده آن را برای وعده‌ی بعد نگه می‌داشتند و دور نمی‌ریختند.

چند روز بعد، آراد به مدرسه رفت و داستان دانه‌های برنج را برای دوستانش تعریف کرد. بچه‌ها تصمیم گرفتند در خانه و مدرسه مراقب باشند غذا را بیهوده دور نریزند.

معلمشان گفت:
— بچه‌ها، شاید یک دانه برنج کوچک به نظر برسد، اما وقتی میلیون‌ها دانه را کنار هم بگذاریم، مقدار زیادی غذا می‌شود. پس صرفه‌جویی از یک دانه شروع می‌شود.

آراد به یاد شالیزار افتاد؛ جایی که دانه‌های کوچک برنج زیر نور خورشید رشد می‌کردند.

او لبخند زد و گفت:
— از امروز، من نگهبان دانه‌های طلایی هستم!

و همه‌ی بچه‌ها با خوشحالی گفتند:

«برنج را قدر بدانیم؛
به اندازه مصرف کنیم؛
و زحمت کشاورز را هدر ندهیم!»

 

قصه ما به سر شد همش قند و عسل شد. اگر دوست داری داستان‌ها و قصه های کودکانه بیشتری رو بخونی به صفحه داستان‌های کودکانه سر بزن و داستانهای آموزنده و زیبای دیگه رو بخون.

  نظرات

نظری وجود ندارد.

برای ثبت نظر خود وارد شوید.ورود به مامی باکس