امروز : شنبه 28 شهریور 1405
داستان نیلوفر و گل مهربانی
داستان, ۴ تا ۶ سال 0
داستان نیلوفر و گل مهربانی

روزی روزگاری، دختربچه‌ای مهربان به نام نیلوفر با پدر و مادرش در خانه‌ای پر از گل زندگی می‌کرد.

نیلوفر عاشق گل‌ها بود. هر روز به باغچه کوچک خانه می‌رفت، به گل‌ها سلام می‌کرد و با آب‌پاش کوچکش به آن‌ها آب می‌داد.

یک روز صبح، مامان گفت:

«نیلوفر جان، امروز می‌خواهیم به خانه مادربزرگ برویم.»

نیلوفر خیلی خوشحال شد. او مادربزرگش را خیلی دوست داشت.

قبل از رفتن، مامان یک گلدان کوچک و زیبا به او داد و گفت:

«این هدیه برای مادربزرگ است. یادت باشد با احتیاط آن را ببری.»

نیلوفر با هر دو دست گلدان را گرفت و با لبخند گفت:

«قول می‌دهم خوب مراقبش باشم.»

در راه، دوستش سارا را دید که مشغول بازی بود.

سارا گفت:

«بیا با هم بازی کنیم!»

نیلوفر دلش می‌خواست بازی کند، اما به گلدان نگاه کرد و گفت:

«اول باید هدیه مادربزرگ را سالم برسانم. بعد با هم بازی می‌کنیم.»

سارا لبخند زد و گفت:

«چه فکر خوبی!»

وقتی نیلوفر به خانه مادربزرگ رسید، زنگ در را زد.

مادربزرگ با رویی خندان در را باز کرد.

نیلوفر گلدان را با دو دست به او داد و گفت:

«این هدیه کوچولو برای شماست.»

چشم‌های مادربزرگ از خوشحالی برق زد.

او نیلوفر را در آغوش گرفت و گفت:

«عزیز دلم، از هدیه‌ات ممنونم؛ اما از همه قشنگ‌تر، مهربانی و مسئولیت‌پذیری توست.»

نیلوفر پرسید:

«مسئولیت‌پذیری یعنی چه؟»

مادربزرگ با مهربانی گفت:

«یعنی وقتی کاری را قبول می‌کنیم، با دقت و عشق آن را انجام بدهیم؛ درست مثل تو که از این گل خوب مراقبت کردی.»

نیلوفر لبخند زد.

او احساس کرد دلش مثل همان گل، پر از شادی شده است.

آن روز کنار مادربزرگ گل‌ها را آب داد، با او چای و شیرینی خورد و قصه‌های قشنگ گوش داد.

وقتی به خانه برگشت، به مامان گفت:

«امروز فهمیدم که مراقبت از چیزهایی که به ما سپرده می‌شود، یک کار قشنگ و مهم است.»

مامان پیشانی او را بوسید و گفت:

«دقیقاً همین‌طور است. آدم‌های مسئولیت‌پذیر، دل دیگران را شاد می‌کنند.»

از آن روز به بعد، نیلوفر همیشه با دقت از وسایلش، گل‌هایش و قول‌هایی که می‌داد، مراقبت می‌کرد.

همه می‌گفتند:

«نیلوفر دختری مهربان، قابل اعتماد و مسئولیت‌پذیر است.» و نیلوفر هر روز، مثل یک گل زیبا، بیشتر از قبل رشد می‌کرد.

قصه ما به سر شد همش قند و عسل شد. اگر دوست داری داستان‌ها و قصه های کودکانه بیشتری رو بخونی به صفحه داستان‌های کودکانه سر بزن و داستانهای آموزنده و زیبای دیگه رو بخون.

  نظرات

نظری وجود ندارد.

برای ثبت نظر خود وارد شوید.ورود به مامی باکس