امروز : شنبه 28 شهریور 1405
داستان ستاره‌ی کوچولوی گم‌شده
داستان 0
داستان ستاره‌ی کوچولوی گم‌شده

توی یک شب بهاری، آریا کوچولو توی حیاط بازی می‌کرد.

که یکدفعه یک ستاره‌ی کوچولو افتاد کنار گل‌ها! 

آریا پرسید:

«ای وای! تو از آسمون افتادی؟»

ستاره گفت:

«آره… من نقشه‌مو گم کردم! بدون نقشه نمی‌تونم برگردم بالا.»

آریا گفت:

«من کمکت می‌کنم.»

ستاره گفت:

«برای پیدا کردن نقشه، باید یک چیز مهربون بگی.»

آریا فکر کرد و گفت:

«لطفاً!»

در همان لحظه، یک درِ کوچولو باز شد! پشت در، یک جعبه بود که درش برق می‌زد.

آریا بازش کرد و نقشه‌ی ستاره‌ها رو دید 

ستاره‌ کوچولو خوشحال شد و گفت:

«ممنون! حالا می‌تونم برگردم!»

ستاره بالا رفت و گفت:

«آریا! تو مهربون‌ترین دوستم شدی.»

آریا لبخند زد و گفت:

«هر شب بهت نگاه می‌کنم، دوست کوچولوی آسمونی من!»

و از آن شب به بعد، هر وقت آریا به آسمان نگاه می‌کرد، ستاره‌ی تی‌تی بهش چشمک می‌زد .

قصه ما به سر شد همش قند و عسل شد. اگر دوست داری داستان‌ها و قصه های کودکانه بیشتری رو بخونی به صفحه داستان‌های کودکانه سر بزن و داستانهای آموزنده و زیبای دیگه رو بخون.

  نظرات

نظری وجود ندارد.

برای ثبت نظر خود وارد شوید.ورود به مامی باکس